رسا جون رسا جون ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

نازدار من و بابایی

قسمت دوم سیسمونی نازدار...

سلام به همه دوستان اینم قسمت دوم سیسمونی آقا رسا عکس پسر گلم: عکس بچگی من و بابا جون تخت گل پسرم تشک تعویض هنر دست مامان صدف: سرویس شکم: اسباب بازیهای آقا رسا: عروسک انگشتی: یه توپ دارم قلقلیه: ماشین کنترلی که بابایی عاشقشه عروسک کریر: این...
15 تير 1393

یک روز به یادماندنی...

      سلام پسر گلم امروز یه روز خاص برای من و باباجون هست امروز سالگرد ازدواجمونه 6 سال پیش تو همچین روزی ما به هم رسیدیم خدا رو شکر که امسال  به جمع دو نفره ما یکی دیگه اضافه شده ثمره عشقمون یعنی تو پسر عزیزم  و این بهترین هدیه ای که خدا به ما داده ... دیروز باباجون ما رو  حسابی غافلگیر کرد و ما رو به سیرک دعوت کرد خیلی عالی بود البته به شما پسری هم حسابی خوش گذشت چون با موزیک تو دل من حسابی تکون میخوردی و  اینور و اونور میرفتی و من ذوق م...
6 تير 1393

قسمت اول سیسمونی نازدار...

  سلام به همه دوستانی که به وبلاگ ما سر میزنید از همتون ممنونیم  بعد از کلی بد قولی  سرویس چوب بالاخره رسید و سیسمونی گل پسری حاضر شد البته من به خاطر شرایط جسمانی که داشتم و یک خوابه بودن خونه نتونستم زیاد خرید کنم و فقط در حد نیاز در ضمن بابت مناسب نبودن زاویه عکسا هم عذر میخوام چون اتاق کوچیک بود جای مانور زیادی نداشتم حالا بریم سراغ عکسا: آویز در اتاق پسرم که خودم درست کردم: کمد پسر گلم: لباسای رسا گوگولی : ...
4 تير 1393

هفت و نیم ماهگی نازدار...

    سلام دوستای گلم با کمی تاخیر اومدیم   رسا قلقلی من حسابی دل مامان و قلمبه کردی فداتشم   کم کم احساس سنگینی میکنم به سختی از پله ها بالا میام هفته   گذشته با بابا رفتم سونو خیلی نگران وزنت بودم خدا رو شکر همه چی   خوب بود وزن شما 1170 بود ماشاا... گوگولی من ...
11 خرداد 1393

همسرم روزت مبارک...

  همسر بی همتای من و پدر آینده ، با یک دنیا عشق روز مرد و روز   پدر را به تومهربانترین و تنها تکیه گاهم   تبریک میگویم و آزروی بهترین ها را برایت دارم     اینم از طرف رسا گوگولی:   بابا جون روزت مبارک مرسی که اینهمه برامون زحمت میکشی   ببخشید  ایشاا... سال دیگه از نزدیک بهت تبریک میگم         ...
22 ارديبهشت 1393

پایان شش ماهگی

   پسر گلم شش ماهگیت مبارک خدا رو شکر    وارد ماه هفتم شدیم هوووووورررررااااا...    سلام رسا قلقلی من تو دل مامان حسابی شیطونی میکنی و قل میخوری اینور و اونور من حسابی ذوق میکنم  نفس من       راستی با مامانی و خاله جون رفتیم یکم برات خرید کردیم سر فرصت عکساشو   برات میزارم این خونمون یک خوابه هست فعلا اتاقمون مشترکه بابا جون با   کمک مامانی اتاق و رنگ کردن حسابی خوشگل شده و فقط جای تو خالیه   پسر خوشگل م بابا خیلی مواظبمون هست و زحمت میکشه نمیذاره آب تو   دلمون تکون بخوره روزشماری میکنه بر...
1 ارديبهشت 1393

خاطرات جنین...

    شروع   تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کردم و فعلا برای مسکن، رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه!!!!!!!! اظهار وجود   هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد.     زندان گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرد...
20 فروردين 1393